مرتضى مطهرى

55

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

همان حرفى كه شما از اول فكر كرديد و گفتيد « هستى » اعمّ مقولات است يعنى اينكه سايه‌اش بر روى همه گسترده است . ما چيزى را در مقام ذهن بيرون از ماهيات تصور مىكنيم ولى در واقع و نفس الامر با همه چيز هست . اگر مىگويند « اين ميز » يعنى اين ميز هست ؛ اگر مىگويند « قهوه‌اى » يعنى قهوه‌اى بودن هست ؛ اگر مىگويند « برّاقى » يعنى برّاق بودن هست . اين يك چيزى نيست كه بشود آن را در كنار اشياء ديگر در نظر گرفت و با اشياء ديگر تركيب كرد ، و لذا از اينجاست كه ما به اصالت وجود مىرسيم . « هستى » يك چيزى است كه در مقابل همهء اينها قرار گرفته است . يا همهء اينها حقيقتند و هستى يك مفهوم انتزاعى عامى است كه ذهن ما در مقابل همهء اينها ساخته است ؛ يا او تنها حقيقت است و اينها همه ساخته‌هاى ذهن ما هستند . حقيقت نمىتواند به اين صورت باشد كه نيمى از آن هستى باشد و نيمى ماهيت . پس شما اگر بخواهيد هستى را به عنوان يك جنس در نظر بگيريد ناچار آن فصلى را هم كه در نظر مىگيريد بايد بگوييد هست كه فصل واقع شده است ؛ اگر نبود كه فصل واقع نمىشد . چون آن فصل هم هست و در هر جا كه هستى هست « هستى » جنس است ، پس هستى بايد براى آن فصل جنس باشد و در ازاى اين جنس يك فصل فصل وجود داشته باشد . باز نقل كلام در فصل فصل مىكنيم ، او هم نمىتواند در مقابل هستى قرار گيرد ، بايد « شيئى كه هست » باشد ؛ يعنى بايد يك شيئى موجود باشد . پس بايد غير متناهى هستيها و فصلها داشته باشيم . بنابر اين ما نمىتوانيم هستى را به عنوان يك جنس در مقابل فصلها در نظر بگيريم . در واقع با اين كار غفلت كرده‌ايم از آن حرفى كه اول خودمان گفتيم كه هستى اعم از همهء اشياء است . آن چيزى كه اعم از همهء اشياء است و سايه‌اش بر سر همه چيز به نحو يكسان گسترده است يعنى سايه‌اش بر سر جنسها همانطور گسترده است كه بر سر فصلها و بر سر نوعها ( حال خواه اعتبارى باشد و خواه حقيقى ، فرقى نمىكند ) ، او نمىتواند يك چيزى باشد به عنوان جنس و چيزهاى ديگر فصل او باشند يا او فصل باشد و چيزهاى ديگر جنس باشند . اصلا همانجا كه خود هگل فرض مىكند و مىگويد هستى برترين مفاهيم و برترين مقولات است ، اگر درست فكر كرده بود كه معنى اين « برترين » چيست هستى را جنس الاجناس نمىدانست . معناى اينكه هستى برترين مقولات است اين است كه سايه‌اش بر همه گسترده است ، پس آن را نمىشود در مقابل اشياء ديگر و جزء چيزى قرار داد ؛ يا